بیوگرافی مختصری از اسحاق دبیری العوضی - لعنت به ذاتت

وی یکی از وهابیون تندرو ساکن در عربستان سعودی و ایرانی تبار بود که تمام عمر خود را در راه مقابله با مذهب ناب تشیع و دشمنی با خاندان عصمت و طهارت سپری کرد و در این راه از هر گونه توهین و افترا و نشر اکاذیب و جعلیات کوتاهی نکرد، که از مهمترین اقدامات وی می توان به تالیف و ترجمه فارسی دهها کتاب از کتب وهابیت اشاره کرد .

اسحاق-دبیری-العوضی

وی در سال ۱۹۶۲میلادی در روستای بلغان از توابع لارستان استان فارس در جنوب ایران به دنیا آمد.
بعد از اکمال مراحل ابتدایی و دبیرستان وارد دانشگاه اسلامی مدینه منوره شد و در آنجا مشغول تحصیل علوم شرعی وهابیت شد و در سال ۱۴۰۸هـ ق از دانشکده حدیث و علوم اسلامی با درجه لیسانس فارغ التحصیل گردید. سپس وارد معهد (انستیتوت) عالى آموزش ائمه و دعوتگران در مکه مکرمه شده و در سال ۱۴۱۲هـ ق مدرک فوق لیسانس را بدست آورد.
وی چند کتاب تالیف کرده که عمدتا کتبی مجمل و چند صفحه ای هستند و بیشتر به مقاله شبیه هستند تا کتاب، وی در این کتب عمدتا در پی مقابله با تشیع و اهل بیت عصمت و طهارت است که اوج بغض و کینه خود را به این خاندان در کتبش نمایان کرده است کتبی مانند: مانند بهترین انسانها بعد از پیامبران، دروازه های بهشت، یزید بن معاویه، غدیر خم، روز عاشورا، عصمت (حضرت) زهرا از دیدگاه اهل سنت و…
اما مهمترین کار وی ترجمه کتب عربی مفتیهای وهابی بوده که برخی تا ۵۰۰ کتاب نیز ذکر کرده اند که مهمترین آنها ترجمه کتاب مختصر منهاج السنة النبویة ابن تیمیة تالیف عبد الله الغنیمان وکتاب إسلامیة لاوهابیة اثر شیخ ناصر العقل وکتاب أعلام التصحیح تالیف شیخ خالد البدیوی، و کتاب هذه مفاهیمنا تالیف شیخ صالح آل الشیخ وکتاب غایة المرید شرح کتاب التوحید تالیف شیخ صالح آل الشیخ می باشد.
همچنین وی به عنوان مجری برنامه های وهابیون در رادیوی عربستان سعودی فعالیت میکرد و به خاطر زبان فارسی که بلد بود یکی از مبلغان و مزدوران وهابیت برای گمراه کردن فارسی زبانها بود که برخی برنامه های وی عبارت بود از: “سراب شبهات در شاهراه حقیقت” و “اسلام و خانواده” و “اسلام و زندگی” و “حقوق انسان در اسلام” و…
حاصل ازدواج وی چهار دختر و سه پسر است که بزرگترین پسرش عبدالله بن إسحاق است.
وی در پایان عمر مبتلا به بیماری سرطان شد تا اینکه در صبح دوشنبه ۲۱ صفر ۱۴۳۰هـ.ق برابر با ۲۸/۱۱/۱۳۸۷هـ ش بر اثر همین بیماری مُرد و در مقبرة ام حمام ریاض عربستان سعودی به خاک سپرده شد و حال باید پاسخگوی اعمال خویش در محضر خداوند تبارک و تعالی باشد.

فرآوری و تهیه مطلب : سایت رهبران شیعه

سلفی‌‌گری؛ بزرگ‌ترین خطر پیش روی جهان اسلام

سلفی‌ها با وجود اینکه دشمن اصلی خود را شیعیان می‌دانند و خون آن‌ها را حلال می‌شمارند؛ از همان ابتدا با فرق و مذاهب اهل سنت نیز همخوانی نداشته و در تضاد بوده‌اند و این به خاطر آن است که اصلاً به دنبال تخریب اسلام هستند.

نزاع خیر و شر و حق و باطل، سرگذشتی به درازای تاریخ خلقت بشر دارد و همیشه در مقابل جریان حق و حق‌طلبی و عدالت‌محوری، جریان باطل، طاغوت و استکبار، صف‌آرایی کرده‌اند. آیات شریف قرآن کریم نیز بیانگر این نزاع ابدی است و جامعه انسانی را به دو گروه «حزب‌الله» و «حزب‌الشیطان» تقسیم می‌کند(1).

دین مبین اسلام که خاتم ادیان الهی و برنامه جامع و کامل برای سعادت دنیا و آخرت بشریت است، خوشبختانه با وجود بدخواهان و دشمنان زیادی که داشت، در طول تاریخ از زمان بعثت تا عصر حاضر – به مانند ادیان دیگر- دچار تحریف نشد و اصل دین با مجاهدت ها و جانفشانی‌های اولیای الهی (امامان معصوم علیهم‌السلام) و خلفای صالح آن‌ها، علما و فقهای آگاه و بصیر بدون تغییر و انحراف در اصول و فروع آن حفظ شده است. در مقابل نیز حزب شیطان با اینکه کیدش ضعیف است(2) همیشه در پی مقابله برآمده و از نفوذ و انحراف ناامید نشده است.

با اینکه اصل دین اسلام یعنی «اسلام ناب محمدی» به لطف خداوند پایدار مانده و روزبه‌روز پویاتر شده است؛ اما با این حال، به دلیل کید دشمنان و جهل دوستان«امت واحده اسلامی» دچار انشعاب و تفرقه شده است. گذشته از انشعاباتی که پس از رحلت پیامبر اعظم اسلام(ص) پدید آمد، آخرین انشعاب و فتنه در جهان اسلام، توسط دولت استعمارگر بریتانیا با تأسیس دو فرقه وهابیت در عربستان(قسمتی از امپراتوری عثمانی) و بهائیت در ایران انجام گرفت. البته از خطر یهود و صهیونیسم نباید غافل شد ولی سلفی‌‌گری و وهابیت در حال حاضر به تهدیدی بالفعل تبدیل شده‌اند که همان آمال و آرزوهای صهیونیسم را دنبال می‌کنند.


ادامه نوشته

رابطه جنسی با من از نماز شب هم واجب‌تر است! (منافقین)

به گزارش رجانیوز، ساختار کثیف و غیراخلاقی سازمان منافقين موضوعی است که بار‌ها از سوی افراد مختلف به آن اشاره شده و اسنادی نیز درباره آن ارائه شده است اما در روزهای اخیر، یکی از افرادی که توانسته از چنگ اين فرقه فرار کند و خود را به ایران برساند، جزئیاتی درباره روابط کثیف جنسی سرکرده منافقین با ساکنین اشرف اعلام کرده که می‌تواند نام این گروهک تروریستی را وارد کتاب رکوردهای «گینس» کند؛ چرا که چنین رفتاری در تاریخ گروه‌های تروريستی، کم سابقه و یا حتی بی‌سابقه است. 

«زهراسادات میرباقری» که سابقه عضویت در گروهک منافقین و حضور طولانی مدت در اشرف را داشته است، اخیرا در یک جلسه سخنرانی، اقدام به ارائه لیستی ۱۰۰ نفره از دختران و زنانی کرده است که در پادگان اشرف مورد عمل جراحی جنسی قرار گرفته‌اند و «زنانگی» آن‌ها از بین برده شده تا بتوانند به عنوان برده جنسی مسعود رجوی فعالیت کنند و نگرانی درباره روابط گسترده و نامشروع جنسی وجود نداشته باشد. 

خانم میرباقری در بخشی از سخنان خود با اشاره به نام اعضای این لیست، گفته است: «در این مرحله می‌خواهم لیستی از ۹۵ نفر از قربانیان زن این فرقه را به اطلاع افکار عمومی برسانم من یک لیست تهیه کردم از اسامی ۹۵ نفر که البته اسامی بیشتر از این‌ها و بالا‌تر از ۱۰۰ نفر است که انشالله در مراحل بعدی لیست را کامل می‌کنم و به اطلاع افکار عمومی می‌رسانم. این لیست موضوعش چیست؟ موضوعش در واقع عمل جراحی است که سازمان مجاهدین خلق با حیله‌ها و نیرنگهای مختلف روی این قربانیان انجام داده است؛ عمل جراحی خارج کردن رحم و تخمدان‌ها.» 

وی ادامه داده است: «در مرحله بعد می‌خواهم موضوع دیگری از استثمار جنسی زنان را برای شما مطرح کنم حتما شما هم مثل من از خبر تجاوز مسعود رجوی به زنان شورای رهبری لایه اول شوکه شدید و براي شما این سوال بزرگ پیش آمده چگونه مسعود رجوی بعد از عبور از بندهای انقلاب و بحثهای ایدئولوژیک داغ به این رسید که به تجاوز جنسی شورای رهبری دست ساز خودش مبادرت کند؟

من می‌توانم مراحلی که در اين مدت در سازمان وجود داشته و به دور از چشم برادران و مردان در جلسات زنان و دختران با مسعود رجوی طی شده مقداری برای شما باز گو کنم تا این پازل که از الف به ي منتهی شد چگونه انجام شد.


ادامه نوشته

مذهب‌جعفری چگونه بر دنیا سایه افکند؟

در قرن اول هجری، تنها اهل قم شیعه بودند. حرکت شیعیان در ایران به کندی و سنگینی صورت می‌گرفت. بسیاری از ایرانیان پیرو بنی‌عباس بودند و برخی نیز به تقدیس امویان روی آوردند. به گونه‌ای که در خراسان ناصبیان و غالیانی می‌زیستند که برای معاویه ادعای نبوت می‌کردند. ولی مذهب اهل بیت(ع) به تدریج در ایران گسترش یافت تا این که سرتاسر ایران و حکومت آن شیعه شدند و در خدمت مذهب اهل بیت و نشر معارف آنان در آمدند.

اگر چه فعالیت‌های وقفه‌ناپذیر برای ترویج تشیع با خاستگاهی چون فرهنگ جامع و اصیل اسلامی و سیره و روش‌های حضرت امیرالمؤمنین(ع) در صدر اسلام و توسط بزرگان اصحاب پیامبر اکرم(ص) و پیروان علوی آغاز شد،‌لکن این تلاش‌ها در دوره امامت حضرت امام محمدباقر(ع) به طی مراحل مختلف پرداخت و در امامت حضرت امام جعفر صادق(ع) سرعت و شتاب گرفت و علوم و معارف و دانش‌های آن جمع‌آوری و طبقه‌بندی و نظم و سامان یافت و به طور کامل تدوین گردید.


پیروان تشیع در طول تاریخ اسلام برای ماندگاری میراث گرانبهای شیعه و راه و روش علوی، سختی‌ها و مشقت‌های فراوان متحمل شدند تا اینکه به مرور مذهب جعفری در سرزمین‌های اسلامی گسترش یافت و مکتب پربار حضرت امام علی‌بن ابیطالب(ع) ماندگار و اثررسان و راهگشا گردید.


کتاب ارزشمند"امام صادق(ع)و مذاهب اهل سنت" اثری است ارزشمند که توسط "اسد حیدر" تحقیق و تدوین یافته و به وسیله "محمدحسین سرانجام" ترجمه گردیده و در دسترس علاقمندان به تشیع قرار گرفته است. این اثر که توسط "انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب" درهشت مجلد منتشر شده است، به سیر مراحل گوناگون رشد و گسترش تشیع می‌پردازد. و در ضمن آن رابطه این مذهب را با مذاهب اهل سنت و مواجهات و تعاملات نیکوی حضرت امام جعفر صادق(ع) با آنان می‌نمایاند.
ادامه نوشته

از فرقه اکنکار چه می دانید؟

هدف اصلى اکنکار، قادر ساختن روح بر ترک کالبد، سفر به دنیاى معنوى و رسیدن به هدف غایى آنامى لوک(۱) است. انامى لوک، نامى است براى سرزمین بدون نام، یا بهشت حقیقى؛ جایى که خدا »سوگماد«(۲) در آن بسر مى‏برد.

برترین خدا نزد اکیست‏ها(۳)، سوگماد است؛ زیرا همه تمام سرچشمه هستى و تمام عوالم هستى، از اعلى علیین گرفته تا عالم فیزیکى ، همگى نشانى از سوگماد هستند. و لذا بزرگ‏ترین افتخار ماهانتا، همکارى با سوگماد است.

سفر روح در اکنکار که مهم ترین مسئله است - وسیله‏اى است براى رسیدن به سوگماد. اکیست‏ها قائل به وجود دوازده طبقه و دوازده خدا هستند، که سوگماد از تمامى دوازده خدا بالاتر بوده و تمامى خدایان، تحت عنایت و قدرت او داراى قدرت مى‏باشند.

عالَم نزد اکیست‏ها به دوازده بخش تقسیم مى‏شود، که اگر سوگماد در راس قطب مثبت عالم باشد، کَل نیرانجان(۴) راس قطب منفى عالم است. بنابراین، کَل نیرانجان در قطب منفى عالم بوده و حرکات و افعالش در مقابل سوگماد است.

در مکتب اکنکار، عالم پایین و تحتانى(فیزیکى، اثیرى، عِلى)، به معناى یک زندان عظیم است، که داراى سلول‏هاى بى‏شمارى بوده و زندان‏بان آن، کَل نیرانجان است. البته خانه حقیقى انسان‏ها در جاى دیگرى است، که همان جهان سوگماد مى‏باشد. پال مى‏گوید: آن خدایى که همه پیروان ادیان ادعا مى‏کنند، خداى متعال است، همان قطب منفى عالم، که کل نیرانجان است.

نیروى منفى، تحت کنترل کل نیرانجان قرار دارد و او عملا جزئى از سلسله مراتب معنوى خدا مى‏باشد. او در قطب منفى آفرینش، در راس سه جهان مستقر شده و خالق جهان‏هاى مادى و معنوى(۵) است.

به عقیده پال، به همین دلیل، گروه بى‏شمارى از ریشى‏ها(۶) معتقد بودند، که او خالق متعال است و بسیارى از مذهبیون امروزى، هنوز هم او را در مقام بالاترین و مقدس ترین جلوه الهى پذیرفته اند.(دفترچه معنوى/ص۱۱۱)

ادامه نوشته

جلسه انحرافی - بدعت در اقامه ی نماز امام زمان (عج)

ارتباط بهائيت با اسرائيل صهيونيسم

در بحبوحه جنگ جهاني اول که قشون غاصب انگليس براي درهم کوبيدن دولت مسلمان عثماني در خاورميانه و هرگونه مقاومت خلق ستمديده فلسطين ( که در آن زمان جزئي از امپراطوري عثماني بود ) به حيفا وارد ميشود با کمبود آذوقه روبرو شده و در خطر شکست قرار ميگيرد. عباس عبدالبهاء که اين موضوع را متوجه مي شود پس از گفتگو با افسران ارشد انگليسي آنها را از نگراني خارج ميکند و ميگويد : " من به اندازه ارتش شما آذوقه دارم و درب انبارهاي خويش را که از قبل آذوقه زيادي در آن پنهان کرده بود برروي سپاهيان انگليسي ميگشايد " و اين موضوع باعث پيروزي سپاهيان انگليس در فلسطين ميشود ( کتاب معروف ليدي بلامفيلد بنام    " the chosen highway  "  صفحه 210 ناشر اين کتاب در پاورقي همين صفحه اضافه ميکند که خانم بلامفيلد اکثرا يادآوري ميکرد که اين مخازن گندم عبدالبهاء در زمان سلطه قشون عثماني مخفي گاه خوبي براي حفظ گندم ها بوده است!) و بدين ترتيب راه براي تحکيم تسلط ارتش انگليس و مقدمات حمايت از تشکيل يک دولت يهود در منطقه فلسطين هموار ميگردد. جالبتر آنکه عبدالبهاء اين سلطه غاصبانه دولت استعمارگر انگليس را بر سرزمين فلسطين به " برپا شدن خيمه هاي عدالت " تعبير نموده و بر اين نعمت عظمي خداي را سپاس ميگذارد و تاييدات جرج پنجم امپراطور انگلستان را مسئلت و جاودانگي سايه اين امپراطور تجاوزگر را بر آن سرزمين آرزو ميکند!!! ( به نقل از کتاب مکاتيب جلد 3 صفحه 347 نامه به شرح متن زير خطاب به امپراطور انگليس صادر نموده است :

 

"الهم ايد الامبراطور الاعظم جرج الخامس عاهل انکلترا بتوفيقاتک الرحمانيه و ادم ظلها الضليل علي هذا الاقليم الجليل " ( مکاتيب جلد 3 ص 347 نوشته عبدالبها ) يعني خداوندا جرج پنجم پادشاه انگلستان را بتوفيقات رحماني خويش تاييد کن و سايه اش را بر اين سرزمين ( فلسطين ) هميشگي و جاودانه دار ...

اين موضوع اثرات فراواني بر مبارزان فلسطيني ميگذارد بطوريکه جمال پاشا حاکم دولت عثماني که در مقابل سپاه انگليس مقاومت مينمود آنقدر از اين موضوع عصباني ميشود که ميگويد : " هرطور ميل عباس افندي باشد بين دارزدن و کشتن مختار است هرکدام را خواست او را مجري کنم ( خاطرات حبيب جلد 1 صفحه 446 )

ادامه نوشته

آشنایی با آیین جین Jaina – سمبل ها و نمادها+عکس

به اعتقاد جین ها بنیانگذار این آیین مهاویرا (vira – Maha) یعنى قهرمان بزرگ، نامیده مى شود که بیست و سه پیشوا طى هزاران سال قبل از وى برخاسته اند و او بیست وچهارمین پیشواست.

آیین هندو مانند درخت کهنسالى است که شاخه هاى نسبتا جوان خود را در سرزمینهاى بزرگى گسترده است . برخى از این شاخه ها در اوج اقتدار بر همنان و به عنوان اعتراض به سختگیریهاى آنان پدید آمده است .از جمله شاخه هاى هندوئیسم آیین جین (Jaina) به معناىپیروز است که پنج قرن قبل از میلاد پایه گذارىشد.

به اعتقاد جین ها بنیانگذار این آیین مهاویرا (vira – Maha) یعنى قهرمان بزرگ، نامیده مى شود که بیست و سه پیشوا طى هزاران سال قبل از وى برخاسته اند و او بیست وچهارمین پیشواست .

مهاویرا در قرن ششم قبل از میلاد در یک خانواده اشرافى هندوستان متولد شد. وى در سى سالگى دنیا را ترک کرد و پس از ریاضتهاى طولانى به حقیقت دست یافت. او پس از گستردن آیین خود به سال ۵۲۶ ق .م . قالب تهى کرد و به نیرواناپیوست .

شگفت آورترین سنت این قوم این است که پوشیدن لباس را حرام مى دانند و معتقدند مهاویرا درحال ریاضت و ترک تعلقات نفسانى ، پس ‍ از مشاهده تعلق خاطر خود به حیا، همه لباسهاىخود را بیرون آورد و تا آخر عمر برهنه به سر برد.

در حدود سال ۷۹ ق .م . میان پیروان این مذهب در مورد حدود برهنگى اختلاف و دودستگى پدید آمد: فرقه آسمان جامگاهان (amhbra – Dig) هیچ لباسى را نپذیرفتند، در حالى که فرقه سفید جامگان (Svetambara) گفتند استفاده از اندکى پارچه جایز است .

گاندى رهبر انقلاب هندوستان تحت تاءثیر این آیین لباسهاى دوخته ایام جوانى را کنار نهاد و تنها از مقدارى پارچهسفید استفاده مى کرد. ویل دورانت در جلد اول تاریخ تمدن که در زمان حیات تاءثیر آن مذهب از طریق خودکشى به عمر خود پایان دهد. اما، همان گونه که گذشت، وى با گلولهیک هندوى متعصب کشته شد و براى اثبات یا ابطال حدس این مورخ فرزانه فرصتى پیشنیامد.


ادامه نوشته

بهائيت‌ و ماسونيّت؛ ويژگي‌ها و اهداف مشترک

منبع: ويژه نامه ايام – شماره 29

 

‌‌دوران‌ قاجار در تاريخ‌ معاصر ايران، برهه‌اي‌ سرنوشت‌ساز است. مهمترين‌ مسئله‌ اين‌ دوران، تهاجم‌ بيگانگان‌ به‌ کيان‌ فرهنگي، ديني‌ و سياسي‌ ايران‌ اسلامي‌ است‌ که‌ در قالب‌ تهاجمات‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ و فرهنگي‌ نمايان‌ شد. بروز حملات‌ خارجي‌ و به‌ تبع‌ آن‌ ناآرامي‌هاي‌ داخلي، ناشي‌ از شورش‌ حسن‌خان‌ سالار، بابيه‌ و...، هر يک‌ جلوه‌اي‌ از اين‌ تهاجمات‌ بود. در اين‌ ميان، پيدايش‌ فرقه‌هاي‌ «ساختارشکن» نظير بابيه‌ و بهائيه‌ و سازمان‌هاي‌ مخفي‌ مانند فراماسونري، تلاشي‌ بود براي‌ فروپاشي‌ وحدت‌ و انسجام‌ ملت‌ ايران‌ که‌ لطمات‌ فراواني‌ هم‌ به‌ استقلال‌ کشور وارد ساخت. با يک‌ بررسي‌ اجمالي، شباهت‌هاي‌ زير بين‌ دو «تشکيلات» و درواقع: دو «حزب‌ سياسي» بهائيت‌ و فراماسونري‌ در تاريخ‌ معاصر ايران،‌ قابل‌ رديابي‌ و تشخيص‌ است: ‌

‌1. نقش‌ بيگانگان‌ در «کاشت‌ و برداشت» آنها: هر دو تشکيلات، به‌ تحريک‌ بيگانگان‌ در ايران‌ باليده‌ و از حمايتشان‌ برخوردارند. تأسيس‌ (يا دست‌ کم‌ بسط‌ و گسترش) بابيت‌ و بهائيت‌ با مداخلات‌ مستقيم‌ روس‌ و نقشه‌ انگليس‌ صورت‌ گرفت‌ و تأسيس‌ فراماسونري‌ نيز توسط‌ سر گور اوزلي‌ (سفير انگليس‌ در زمان‌ فتحعلي‌ شاه) و سپس‌ مانکجي‌ (افسر اطلاعاتي‌ انگليس‌ در ايران) در بحراني‌ترين‌ شرايط‌ حاکم‌ بر کشور ما، در نبرد با بيگانگان‌ و نقاهت‌ شديد ناشي‌ از آن‌، انجام‌ شد.‌

‌2. ساختارشکني‌ سياسي: هر دو تشکيلات‌ در ايران‌ به‌ منظور سرنگوني‌ حکومت‌ مرکزي‌ ايران‌ و ايجاد تغييرات‌ گسترده‌ سياسي‌ ايجاد شد: بابيت، با راه‌ اندازي‌ جنگ‌ مسلحانه‌ و طرح‌ ترور دولتمردان‌ و شاه‌ قاجار، و انجمن‌ ماسوني‌ با ترويج‌ تفکرات‌ سياسي‌ غرب‌ و هدايت‌ لژهاي‌ آن‌ ديار.‌

 ‌‌3. ساختارشکني‌ فرهنگي‌ ــ ديني: هر دو تشکل،‌ با اساس‌ اسلام‌ در ايران‌ مشکل‌ داشتند و استراتژي‌ براندازي‌ فرهنگ‌ اسلامي‌ را تعقيب‌ مي‌کردند. اعلام‌ بابيت، مهدويت، نبوت‌ و الوهيت، و نسخ‌ اسلام‌ و قرآن‌ و کليه‌ احکام‌ شرعي‌ از سوي‌ باب‌ و اتباع‌ بابي‌ و بهايي‌اش، و جعل‌ برخي‌ احکام‌ و مقررات‌ به‌ عنوان‌ دين توسط آنها، و متقابلاً‌ ترويج‌ مذهب‌ انسانيت‌ (اومانيسم) و حذف‌ اديان‌ وحياني‌ اصيل، ترويج‌ يهوديت‌ و مسيحيت‌ مسخ‌ شده‌ و عنود با اسلام‌ (که‌ در نهايت‌ منجر به‌ بيزاري‌ از عنوان‌ دين‌ نزد اعضا شده‌ و آنان‌ را به‌ بي‌ديني‌ مطلق‌ سوق‌ مي‌دهد) در فراماسونري، حرکتي‌ بود در راستاي‌ شکستن‌ ساختارها و هنجارهاي‌ فرهنگي.‌

‌‌4. طرد هر دو جريان‌ توسط‌ جوامع‌ اسلامي: انزجار مسلمانان‌ از هر دو تشکيلات‌ بابي‌ ــ بهايي‌ و ماسوني، و تکفير آنان‌ توسط‌ مراکز و مجامع‌ اسلامي‌ شيعه‌ و سني، ديگر ويژگي‌ مشترک اين‌ دو حزب‌ سياسي‌ است که شرحش مجالي ديگر مي‌طلبد. ‌

هرتسل : صهیونیسم یک اقدام اقتصادی است نه یک نهضت ملی

جريان سياسي خاصي که امروزه با نام «صهيونيزم» در واژگان سياسي جهان تثبيت شده است در اواسط قرن نوزدهم ميلادي متولد شد. اگرچه نظريه‏ پردازان صهيونيست بسيار علاقمندند "صهيونيزم" را به عنوان انديشه‏ اي معرفي کنند که ريشه در اعماق تاريخ دارد ولي تمايلي براي ارائة ادلّة مستدل جهت اثبات اين مدعا از خود نشان نمي‏دهند.
در قرن نوزدهم، همزمان با رواج و تثبيت تقسيم‏ بندي جديد سياسي در اروپا بر مبناي "دولت - ملت"، گروهي از نخبگان سياسي و مذهبي يهودي هم پيرو فضاي غالب بر مغرب‌زمين، به فکر تمرکز و تجمع يهوديان در محدودة جغرافيايي معيني با دولتي مختص به خود افتادند و ايده‏هاي خود را در محافل سياسي آن روزگار، منتشر کردند. اما اين انديشه تا زماني که به سرمايه‏داران يهودي اروپا ارائه نشد، مورد توجه و تأمل جدي قرار نگرفت.
يقيناً اگر "صهيونيزم" با مطامع جديد اروپا در مشرق زمين تلاقي پيدا نمي‏کرد، اين چنين با سرعت به نقطة اوج خود نمي‏رسيد و با سرعت رشد پيدا نمي‏کرد. نمي‏توان قاطعانه گفت که اولين يهوديان تندرويي که طرح "احياي حکومت باستاني يهودي در سرزمين موعود" را مطرح کردند، در ارتباط مستقيم با کانون‏هاي ثروت و قدرت اروپا بودند؛ اما دعاوي پرشور و حرارت آنان، راهي جديد را در برابر دولت‏هاي استعمارگر اروپايي قرار داد و آنان به سرعت از اين طرح استقبال کردند، زيرا "سرزمين موعود" درست در قلب امپراتوري عظيم عثماني قرار داشت و از مناطق طلايي جهان به لحاظ اقتصادي و سياسي محسوب مي‏شد و خارج شدن آن از کنترل قدرت‏هاي اسلامي و حضور متحدان اروپا در آن، پيروزي بزرگي براي حيات اقتصادي مغرب زمين به حساب مي‏آمد.

ادامه نوشته

زمزمه های فمینیسم در ایران

1. تاریخ فمینیسم در ایران

با تهاجم جدید فرهنگ غرب در ایران، در آستانه انقلاب مشروطه، وضعیت زنان نیز همپای سایر اقشار اجتماعی تغییر کرد. ازاین‏رو، مشروطیت را باید نقطه عطفی در تاریخ فرهنگی ایران دانست؛ زیرا، آثار شگرفی در تغییر نگرش‏ها در میان زنان بر جای گذاشت و جامعه ایرانی را نادانسته و ناخواسته بر مدار فرهنگ غرب کشاند.
گروهی از غرب‏گرایان داخلی که تحولات فرهنگی مغرب‏زمین را با خوش‏بینی تحلیل می‏کردند، تنها راه سعادت را الگوبرداری از جهان به اصطلاح متجدد و رهایی از مظاهر سنتی می‏دانست. ازاین‏رو در اواخر سلطنت قاجار جنبش‏هایی پدید آمد که توسط زنان ایرانی هدایت می‏شد که از فرزندان و یا همسران تحصیل‏کرده‏های دنیای غرب بودند. حتی برخی از زنان روشن‏فکر در روزنامه‏های ایرانی که پیش از مشروطه در خارج از کشور به چاپ می‏رسید، مقالاتی در ترویج دیدگاه‏های غرب می‏نوشتند.

ادامه نوشته

با گروه 'بوکو حرام' آشنا شوید

گروه تروریستی بوکو حرام خصوصا با انفجار تروریستی دیروز در نیجریه که منجر به کشته شدن بیش از ۴۰ نفر در روز کریسمس شد بر سر زبان ها افتاده است.

اما چه چیزهایی باید درباره گروه «بوکو حرام» بدانیم؟


بـه گـزارش واحدمرکزی خبر به نقل از خبرگـزاری رویترز، گروه «بوکو حرام» نیجریه مسئولیت چند انفجار را که روز کریسمس در این کشور رخ داد به عهده گرفت.

از جمله این انفجارها می توان به حمله به یک کلیسای کاتولیک اشاره کرد که طی آن دست کم بیست و پنج نفر کشته شدند.

در اینجا به برخی حقایق درباره گروه «بوکو حرام» اشاره می کنیم. گروه بوکو حرام فعالیتهای خود را در سال دو هزار و سه آغاز کرد.

تمرکز اعضای این گروه بیشتر بر ایالتهای شمالی نیجریه از جمله «یوبه»، «کانو»، «باوچی»، «بورنو» و «کادونا» بوده است. بوکو حرام در زبان «هاوسا» - که در شمال نیجریه تکلم با آن رایج است - به معنای «حرام بودن تحصیلات غربی» است.

این گروه، الگو برداری ساده ای از جنبش طالبان در افغانستان شمرده می شود. بر اساس باورهای این گروه، هر کس که از ایدئولوژی سختگیرانه آن پیروی نکند کافر شمرده می شود، خواه آن فرد مسیحی باشد یا مسلمان.

این گروه خواستار اجرای «شریعت» یا قوانین اسلام در سرتاسر نیجریه است. مرکز تجمعات مذهبی پیروان بوکو حرام در مساجد شهرهای مختلف نیجریه از جمله «مایدوگوری»، «کانو» و «سوکوتو» قرار دارد.

پیروان این گروه ریش بلند دارند و دستارهای قرمز یا سیاه به سر می کنند. حملات عمده ای که توسط این گروه تا کنون انجام شده است به شرح زیر است: - بوکو حرام در ماه ژوئیه سال دو هزار و نه حملاتی را در شهر «باوچی» در شمال شرق نیجریه و در واکنش به دستگیری شماری از اعضای این گروه انجام داد.

ادامه نوشته

۱۳ خاندان معروف یهودی دنیا – خاندان باندی

اصل و نسب کدام و چه خانواده هایی جزو ۱۳ خانواده اول ایلومیناتی است؟

ایلومیناتی در پی تسخیر قدرت جهان بوسیله نسب خانوادگی است.آنها با سرخپوستان وصلت کرده اند تا یک قدرت فکری بزرگ منطقه ای را در رهبری سرخ پوستان کسب کنند.

سرخپوستان مختلفی خواستار شرایط و تشریفات ایلومیناتی هستند و آنها برای سالها کارهایی از این قبیل انجام می دادند.

خانواده های قدرتمند در سراسر دنیا در سطوح مختلفی با ایلومیناتی شریک هستند.بعضی در تجارت(حرفه هایی )مثل جرایم مختلف از قبیل مافیا در دنیا مطرح هستند.خانواده های مافیایی شاید فلسفه این امر را تکذیب کنند اما آنها تجارت و قدرت خود را تایید می کنند.بعضی از این خانواده های قدرتمند در سطحی که بتوانند سیستم جهانی را در دست بگیرند (بوسیله وابسته کردن سیستم جهانی به خود)در دنیا نفوذ کرده اند.

برای مثال می توان پادشاه نپال را نام برد.به طور حتم پادشاه نپال یکی از پادشاهی های دون(بیچاره)است.

امپراطوری بریتانیا کارهای بزرگی در زمینه وابسته ساختن نپال به خود انجام داده است.نپال امنیت بریتانیا را تامیین می کند،خانواده رهبر نپال در بریتانیا تحصیل می کنند و رهبر گروه جنگاوران آنها جزو سربازان مزدور بریتانیا است.

با این حال اگر پادشاه نپال رابطه خود را با مستشار بریتانیایی قطع کند و جنبه ی مخالفت با NWO را آغاز کند تا تاج و تخت اش بوسیله یک انقلاب یا حمله سلب خواهد شد.

NWO قابلیت تنظیم یک گروه هندی برای حمله یا هر عنصر بی ثبات کننده ای دارد.MI-6 بریتانیا و CIA آمریکا شعبی در این کشور دارند.

ادامه نوشته

جریان‏های فمینیستی معاصر

1. فمینیسم لیبرالی

این گرایش در میان نظریه‏های فمینیستی معاصر در اقلیت قراردارد. گرایشات لیبرالی فمینیستی عمدتا مخالف با پذیرش نقش‏های از پیش تعیین شده برای زنان و مردان در محیط خانواده و جامعه است. این جریان بر رد ایفای نقش مادری و همسری زنان به عنوان یک تکلیف اصرار دارد. این نظریه‏پردازان معتقدند که در ازدواج همه بهره‏مندی‏ها و رشدها برای مرد و همه عقب‏ماندگی‏ها برای زن است و لذا پیشنهادات غیر بنیادی و برهم زننده‏ای را ارائه می‏دهند که براساس این پیشنهادات، زن باید آزاد باشدتا از میان ساختارهای مختلف زندگی جنسی اعم از خانواده هسته‏ای و ازدواج، خانواده بدون ازدواج، سقط جنین، هم‏جنس‏بازی و... هر کدام که دلخواه اوست را انتخاب کند. آنان برای تغییر وضع موجود و تأمین فرصت‏های برابر اقتصادی و... خواستار بسیج زنان هستند.

2. فمینیسم مارکسیستی

این دیدگاه با نظریات مارکس و انگلس آغاز شد و بر پایه ستمگری اجتماعی بنا شده است. توجه اصلی این نظریه‏پردازان به ستمگری اجتماعی طبقاتی بود. اما به ستمگری جنسی نیز توجهاتی از خود نشان دادند. مضمون اصلی این نظریه عبارت است از:
الف) تابعیت زنان، از تنظیم‏های اجتماعی سرچشمه می‏گیرد.
ب) مبنای رابطه تابعیت زنان در خانواده است و خانواده در واقع چیزی نیست جز نظامی از نقش‏های مسلط و تحت تسلط که در چارچوب این نظام، زنان بیرون از خانه شغلی ندارند و در نتیجه از استقلال اقتصادی محرومند.
ج) مشروعیت نظام خانوادگی به عنوان نهادی قدیمی و بنیادی بی‏اساس است؛ زیرا در دوران ماقبل تاریخ، ساختار خانواده وجود نداشته است و پیوند خویشاوندی از طریق تبار زنان ایجاد می‏شده است و قدرت زنانه از طریق تنظیمات اشتراکی، اجتماعی، پرورش فرزند و تصمیم‏گیری آزادانه و... اعمال می‏شده است. که عواملی این نوع نظام اجتماعی را نابود کرده و شکست تاریخی و جهانی جنس زنان را به وجود آورده‏اند.
فمینیسم مارکسیستی در دوران معاصر، روابط جنسی را درچارچوب نظام طبقاتی سرمایه‏داری بررسی می‏کند و معتقد است، زنان در موقعیت و طبقه یکسان با مردان از منافع کمتری برخوردارند و در حقیقت منبع بی‏دردسر سود برای طبقات حاکم به شمار می‏روند.

ادامه نوشته

یهود شناسی از نگاه استاد قرهی

بسم الله الرّحمن الرّحیم
عرض کردیم برای دور شدن از انحرافات فکری و انحرافات قوم یهود، نباید دین آن‌ها و آنچه که از آن‌ها می‌رسد را اتّخاذ کنیم «لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ» ، چون فقط خدا ولی است و ولایت حضرت حق انسان را به نور می‌رساند « اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» این‌ها کفرند و ولی‌سازی می‌کنند «وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَوْلِیاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ».
علّت اصلی نفوذ یهود هم همین است که مردم روش و مرام و حالات آن‌ها را اتّخاذ کردند و این اتّخاذ مرام و روش آن ها، آن‌ها را از دین حق که «الْإِسْلَامُ یَعْلُو وَ لَا یُعْلَى عَلَیْهِ» و از آن مقام حقیقی انسانیّت که ولایت اللهی است، دور کرد.
آن سیّاس کیّاس، نبیّ مکرّم فرمودند: هرچه یهود گفت، خلاف آن را انجام دهید. و اگر آن روز که این نکته را هشدار داده بود مسلمین عمل می‌کردند، ابوموسی اشعری، یهودی‌زاده هیچ‌گاه نمی‌توانست نفوذ کند. در باب ابوموسی اشعری سال گذشته سندی را بیان کردم که ابوموسی اشعری پدرش یهودی است و خود یهودی‌زاده است.
یزید هم از مادری به نام میسونه است که پدرش مسیحی است و مادرش هَوله یهودی است. در تاریخ‌الدمشقیه بیان کردند میسونه خود می‌گوید: تنفّر از نصاری، دین پدری وجودم را مملو کرده بود و عشق به یهود، دین مادرم، در من فراوان بود.لذا میسونه کاری می‌کند که یزید نه نصاری، بلکه یهودی پرورش کند.

ادامه نوشته

تلاش وهابیون برای مخفی نمودن اعجازی بزرگ!

يُرِيدُونَ أَن يُطْفِؤُواْ نُورَ اللّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَيَأْبَى اللّهُ إِلاَّ أَن يُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ.
ترجمه: آنها مي‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند، ولي خدا جز اين نمي‏خواهد كه نور خود را كامل كند هر چند كافران كراهت داشته باشند. (سوره ی توبه - آیه ی 32)

خداوند متعال همواره نشانه ها و معجزاتی برای بشر در این عالم فانی قرار داده است تا بشر به واسطه ی آن ها بتواند به عظمت و بزرگی ذات اقدس الهی پی برد و راه درست را از نادرست باز شناسد. اما شیطان و اصحاب وی همواره کوشیده اند تا این نشانه ها و معجزات را از دیده ها پنهان نمایند و بر گمراهی و ضلالت بشر بیفزایند.

یکی از این معجزات، نحوه ی ولادت امام علی (علیه السلام)، امیرالمومنین و فخر  بشریت است. درباره ی نحوه ی ولادت  این  امام  عزیز،  مورخان  و  محدثان  شیعه  و  سنی  گفته اند:(1)
« يزيد بن قعنب گويد: من و عباس بن عبدالمطلب و گروهي از خاندان عبدالعزي در برابر خانه خدا نشسته بوديم كه ناگهان ديديم فاطمه بنت اسد، مادر اميرمؤمنان ـ عليه‎ السلام ـ كه به آن حضرت حامله بود و نُه ماه از مدت حملش مي گذشت و دچار درد زايمان شده بود وارد شد و به درگاه خداوند عرض كرد: پروردگارا!‌ من به تو و پيامبران و كتاب هايي كه از جانب تو فرستاده شده اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق مي كنم و باور دارم كه او اين خانه‌ والا را بنا كرده و به حق اين فرزندي كه در شكم دارم سوگند مي دهم كه وضع حمل مرا آسان كني.
يزيد بن قعنب مي گويد: در اين هنگام ديدم ديوار پشت كعبه شكافت و فاطمه وارد كعبه شد و از چشمان ما ناپديد گشت و ديوار به هم چسبيد. برخاستيم كه قفل در خانه‌كعبه را باز كنيم، قفل باز نشد، دانستيم كه اين رويداد به فرمان خدا رخ داده است. پس از چهار روز كه گذشت فاطمه از خانه‌كعبه بيرون آمد و نوزادش اميرمؤمنان ـ عليه‎ السلام ـ را روي دست داشت و گفت: من بر زنان گذشته تاريخ برتري يافته ام زيرا آسيه دختر مزاحم، خدا را به صورت پنهاني در جايي عبادت مي كرد كه عبادت خدا در آنجا جز از روي ناچاري سزاوار نبود، و مريم دختر عمران آن شاخه خشكيده خرما را با دستش تكان داد تا آنكه خرمايي تازه از آن فرو ريخت و خورد. ولي من وارد خانه خدا شدم و از ميوه ها و نعمتهاي بهشتي خوردم و وقتي خواستم خارج شوم هاتفي به من گفت: فاطمه! او را علي نام بگذار، چرا كه او بلند مرتبه است و خداوند علي اعلي مي گويد نام او را از نام خودم مشتق ساختم و او را به آداب و اخلاق خودم تربيت كردم و از علوم پيچيده خود آگاهش نمودم او كسي است كه بت ها را در خانه من مي شكند و بر بام خانه ام اذان مي گويد و مرا به مجد و بزرگواري ياد مي كند. خوشا به حال كسي كه او را دوست بدارد و از او فرمان برد و واي بر كسي كه او را دشمن بدارد و فرمانش نبرد. »

ادامه نوشته

ذن , عرفاني ديگر ( آیینی دیگر از بودا )

ذن شکلي از آيين بودايي مهايانه است که تاکيد فراواني بر تفکر لحظه به لحظه و ژرف نگري به ماهيت اشيا به وسيله تجربه مستقيم دارد. اين مکتب معمولاً تعاليم خود را به صورت‌هايي تناقض‌آميز و فرامنطقي بيان مي‌دارد.
ذن را مي‌توان مراقبه‌اي ( مدتيشني ) ناظر بر چهار لايه شرح داد:
لايه نخست شاهد بودن بر محيط اطراف شامل صداها، بوها، نورها واحساس سرما وگرما است
لايه دوم ناظر بودن بر ذهن است. به اين معني که افکار وانديشه‌ها ستيز نکنيم، از آنها نگريزيم، آنهارا نام گذاري نکنيم (زشت/زيبا) و به خاطر خجالت يا احساس گناه از افکار، آن‌ها را انکار نکنيم.
لايه سوم جسم است که بر تک تک نقاط بدن و وانهادگي و آرامش آنها ناظر باشيم.
لايه چهارم تنفس است که طي آن ريتم وآهنگ طبيعي تنفس را شاهد خواهيم بود
***
اين مقاله با روش مروري – تحليلي و با نگرشي نقادانه درصدد بررسي و نقد مکتب ذن بودايي از ديدگاه توحيدي برآمده و به برخي نقاط ضعف مشترک در مکتب ذن بودايي و ساير مکاتب عرفاني بشري اشاره کرده است؛ همچنين در اين تحقيق، ناکارآمد بودن اين نوع مکاتب به چالش کشيده شده است.
اين مطالعه نشان مي‌دهد که اين نوع مکاتب فکري فاقد ساختار فکري منسجم بوده و از آن‌جا که مبتني بر آموزه‌هاي وحياني نيستند، خطاهاي بسياري دارند. اين مکاتب به دليل عدم شناخت دقيق حقيقت انسان، روند مدوني براي درمان روح و تعالي انسان ندارند. کمال انسان در رشد تمام ابعاد وجودي او است؛ زيرا انسان ذووجوه است و هيچ حديثي در او لغو نيست. نه انديشيدن او لغو است و نه کار و فعاليت اجتماعي او. اگر انسان در صدد دستيابي به کمال مطلوب خويش است، بايد به تمام ابعاد وجودي‌اش توجه و به آن‌ها تعادل بخشد و آن‌ها را تربيت کند نه تعطيل.

ادامه نوشته

شناخت بهائیت از ابتدا

سیر اخلاق در جنبش‌های نوپدید دینی

این دو خدا حقیقتاً دارای صفات خدا بوده، ولی حیطه‌ی عملکردشان، نیّت خداییشان و نحوه‌ی افکارشان کاملاً با یک‌دیگر متفاوت است. به عبارت دیگر، سوگماد و کَل‌نیرانجان دائماً با یک‌دیگر در حال جنگ هستند. کَل‌نیرانجان، خالق جهان مادّی و پروردگار هر چیزی است که درون آن قرار دارد. او پروردگاری است که تمام پیامبران قدیم از او در انجیل یاد کرده‌اند. هم‌چنین او «یهوه»ی یهودی‌ها، خدای مسیحیان و براهم ودانتیست‌ها و عملاً خدای تمام  ادیان است در این نوشتار سعی شده است مؤلّفه‌های اخلاقی در مکاتب و ادیان  نوپدید مورد سنجش قرار گرفته و در نهایت اثبات شود که: 1- در این جنبش‌ها عموماً اخلاق چه به معنای سکولار و چه غیر آن رعایت نمی‌شود؛ 2- مکاتب عرفانی نوپدید، بر خلاف ادّعایشان، فاقد ارزش‌های اخلاقی هستند مقدّمه بر اساس تعاریف موجود، نمی‌توان معنایی واحد برای دین پیدا کرد که جامع افراد و مانع اغیار باشد. شاید هیچ کلمه‌ی دیگری غیر از دین نباشد که در عین استعمال زیاد،  نگرش افراد درباره‌ی آن، این مقدار متفاوت و غیر قابل جمع باشد.[5] عدّه‌ای کلمه‌ی دین را از دیانت می‌دانند که از فارسی گرفته شده و به معنای شریعت و قانون است، و عدّه‌‌ای دیگر، دین را حسّ روحانی که نیک و بد را از هم تمییز می‌دهد، می‌دانند.[6] از جمله مهم‌ترین سؤالات مطرح در زمینه‌ی دین شناسی، ارتباط اخلاق با دین است. با کمی تسامح، اگر دین را مجموعه‌ی‏ عقاید و دستورات عملى بدانیم که از سوى آفریدگار جهان معیّن شده است، و اخلاق را مجموعه‌ی آموزه‏هایى بدانیم که‏ راه و رسم چگونه زیستن را به ‏نحو شایسته و صحیح‏  تبیین می‌کند، به‌روشنی ارتباط دین و اخلاق نمایان می‌شود. اخلاق، واژه‌ای عربی است که مفرد آن «خُلق» و «خُلُق» است و در لغت به معنای «سجیّه و سرشت»، اعم از سرشت پسندیده یا ناپسند، است.
ادامه نوشته

داروهای توهم زا نردبان رسیدن به مکاشفه رحمانی! ( عرفان سرخ پوستی )


از جمله عرفان‏هاى نوظهور در كشور، عرفان سرخپوستى است كه از آن به عرفان ساحرى هم ياد مى‏شود. در دهه اخير كتابهايى با نام اين مسلك در كشورترجمه و چاپ گرديد. موسس اين جريان «كارلوس كاستاندا» است كه 12 كتاب از وى به فارسى موجود است.

آن‏چه وى تحت عنوان عرفان سرخپوستى نگاشته است، آموزش‏ها و تعليماتى است كه كاستاندا از استاد خود «دون خوان» فراگرفت.

از گفتنى‏هاى عرفان‏هاى نو ظهور، عدم اطلاع دقيق بر جزئيات زندگى پاره‏اى از سردمداران اين جنبش‏هاست. همچنان كه زندگى افرادى همچون ماهاريشى ماهش، پال توئيچل درهاله‏اى از ابهام قرار دارد،
در مورد كارلوس كاستاندا هم گزارش‏ها و اختلاف‏نظرهاى مختلفى در مورد مكان تولد و تربيت وى وجود دارد. وى خود را متولد 1935 در سائوپائولو در برزيل معرفى كرده است، اما اسناد رسمى مهاجرت آمريكا حكايت از اين دارد كه وى متولد پرو است. پدر وى مدعى است كه هيچ علاقه‏اى به مكاتب رازورانه نداشته اما همسر سابقش گفته كه تنها موضوعى كه در مورد آن با هم گفتگو مى‏كرديم «راز وارى» بوده است. كاستاندا همچنين ادعا كرده كه پدرش استاد ادبيات بوده است اما مجله تايم، پدر كاستاندا را طلاساز معرفى كرده است.
ايده‏هاى اصلى
‏ 1. چنان‏كه در آموزش‏هاى دون خوان به كاستاندا بارها و بارها بازگو شده است، هدف و غايت در عرفان ساحرى، دست‏يافتن به «قدرت‏هاى جادويى» است.
رسيدن به اين نوع قدرت‏ها در سايه دست‏يافتن به مركز تجمع انرژى در بدن حاصل مى‏شود و عارف در مرام ساحرى، كسى است كه بتواند اين مركز انرژى را جابجا كند و با اين جابجايى، به دسته‏اى از نيروهاى غير طبيعى دست يابد.
قدرت‏هاى غير عادى، خود تحليل جداگانه لازم دارد، بگذريم كه اساسا اين گونه توانايى‏ها به خودى خود بيان‏گر هيچ مزيتى نيست و به معناى معنويت حقيقى و عرفان راستين نيست و از طرف ديگر اين‏گونه قدرت‏ها اختصاص به شمن‏ها و سالكان عرفان ساحرى ندارد و در ميان همه آيين‏ها، افرادى كه از اين‏گونه توانايى‏ها برخوردارند يافت مى‏شوند.

ادامه نوشته

مروری بر کارنامه فرقه جیزز اونلی(فقط عیسی)


آنچه که واضح است، جیززاونلی جزو هیچ یک از مذاهب شناخته ‌شده مسیحی یعنی کلیسای کاتولیک، پروتستان و ارتودکس و حتی زیرشاخه‌های آنها نیز نیست، بلکه پیرو عقاید و برداشت‌های گروهی از واعظان بدعت‌گزار آمریکایی است که در قرن بیستم متولد شده است.

تابناک: یکی از نکاتی که فرقه‌گرایان بر روی آن بسیار کار کرده و شگردهای پیچیده‌ای برای آن به کار می‌برند عضوگیری فرقه‌ای است.

در اغلب اوقات فردی که طعمه قرار گرفته است به هیچ وجه متوجه نمی‌شود که در حال دعوت به یک فرقه‌ای انحرافی است، بلکه فکر می‌کند که دارد به تجربیاتی گوش می‌کند که دوستش می‌خواهد او را در آن شریک کند.

به طور معمول عضوگیری فرقه‌ای از سه روش زیر انجام می شود:

1 ـ از طریق یک دوست یا خویشاوند
2 ـ یک غریبه که دوست دوستان شماست عموما از جنس مخالف
3 ـ برنامه‌هایی که فرقه‌ها حامی مالی آن هستند و نوعا به صورت اقدامات عام‌المنفعه است.

و اما فرقه جیزز اونلی

«جیزز» در زبان انگلیسی به معنی «عیسی» است و قید «اونلی» به این معنی است که این فرقه انحرافی، مسیح(ع) را در جایگاه خدا قرار داده و بر این باور است که تنها مسیح(ع) همه چیز است و غیر از او به عنوان مبدأ آفرینش کائنات چیزی را نمی‌توان متصور بود و جالب این‌که این فرقه حتی اعتقادات مسیحیان درباره تثلیث (پدر، پسر، روح‌القدس) را زیر سؤال برده و حتی پاپ، رهبر کاتولیک‌‌های جهان را نیز تکفیر کرده و فرد بی‌دینی می‌نامند.

آنچه که واضح است، جیززاونلی جزو هیچ یک از مذاهب شناخته ‌شده مسیحی یعنی کلیسای کاتولیک، پروتستان و ارتودکس و حتی زیرشاخه‌های آنها نیز نیست، بلکه پیرو عقاید و برداشت‌های گروهی از واعظان بدعت‌گزار آمریکایی است که در قرن بیستم متولد شده است.

با توجه به بدعت‌هایی که این فرقه انحرافی در دین حضرت مسیح(ع) ایجاد کرده‌ از جمله در خصوص غسل تعمید مسیحی، آموزه‌های مهم در خصوص شخص مسیح(ع) و رابطه‌اش با خدا و نیز در رابطه با تثلیث، روش آنان از سوی تمام کلیساهای جهان مردود اعلام شده و کلیسای جهانی از کسانی که مطابق تعلیمات اشتباه این فرقه تعمید گرفته‌اند، خواسته‌اند که دوباره و این بار به روش درست و بر اساس کتاب مقدس، تعمید بگیرند.

ادامه نوشته

عرفان حلقه؛از ادعای شفاء تا خارج کردن جن از کالبد انسان+فیلم

مشرق- پس از بازداشت محمد علی طاهری رییس فرقه حلقه کیهانی به سراغ حجت الاسلام جواد محرابی مدیر موسسه فرق و ادیان قم رفتیم و درباره اعتقادات و آموزه‌های این فرقه با وی به گفتگو نشستیم. ماحصل این گفتگو در ادامه از نظرتان می‌گذرد.

فرقه عرفان حلقه یا کیهانی از چه سالی فعالیت خود را آغاز کرد و چگونه شکل گرفت؟
بنده با نامگذاری عرفان بر روی این فرقه مخالفم.اصلا این فرقه چه ربطی به عرفان دارد.یک آدم مدعی که هیچ چیزی از دین و عرفان نمی دانست ادعاهایی کرد و متاسفانه جمعی دور وی را گرفته و او را تشویق کردند و او هم هر روز بر فعالیت خود افزود تا جاییکه حتی دست به تاویل آیات قران به نفع خود و تشکیلات خود زد.بعدها هم از ضعف نظارت در کشور استفاده کرد و با ادعاهای درمان بیماری های لاعلاج خود را نوعی مسیح جدید معرفی کرد که در لابه لای سخنان وی به وضوح این ادعا مشهود است.این فرقه از سال 1383 فعالیت رسمی خود را آغاز کرد و کم کم از تهران به چند استان دیگر کشیده شد.
مهمترین انحرافات این فرقه چیست؟
مهمترین اشکال و انحراف این فرقه مبارزه آرام و اصطلاحا زیر پوستی با دین،و اعتقادات مردم است.غیر وحیانی دانستن قران، اهانت به رسول گرامی اسلام صل الله علیه و آله با عنوان تناقض گویی ،غیر معصوم خواندن ائمه اطهار صلوات الله علیهم، شرک دانشتن زیارت قبور ائمه اطهار، تمسخر رجعت و مهدویت، تمجید از شیطان رجیم و موحد خواندن این ملعون رجیم، ادعای خروج جن از درون مردم، ترویج زیرکانه تناسخ، نفی برخی از مسلمات مانند ادعای وجود نداشتن حضرت عزرائیل ،لمس و تماس غیر شرعی با بدن زنان نامحرم به بهانه درمان عرفانی و ده ها انحراف دیگر که بنده از میان اظهارات وی اسناد زیادی در این مورد به دست آورده ام.


در بخش زیر هم لینک کلیپ ها گذاشته شده :
نظر شکاک : من خودم این کلیپ ها رو دانلود کردم و دیدم . خیلی جالب بود برام . تو کلیپ ها آقای محمد علی طاهری توی کلاس های عرفان عملیش در حضور سایر مریدانش فقط با کلام و تماس با بدن اشخاص جن رو از کالبدشون خارج میکرد و جالب تر اون که افراد حاضر در اون جلسه از واکنش اون شخصی که مثلا داشت درمان میشد میخندیدن و مثلا بعد از رهایی همه کف و دست میزدند . چقدر آدم با سطحی نگر باشه که بتونه این دروغ ها رو باور کنه . بنظر من اون هایی که به اصلاح درمان میشدن از مسترها و نفرات برگزیده ای بودند که 100% بازیگران خوبی هم بودن . خدا همه ی  مسلمانان رو از این فتنه ها و بی ایمانی ها محافظت کنه / ممنونم


http://www.mashreghnews.ir/Images/News/AtachFile/24-2-1390/FILE634409792967656250.flv

http://www.mashreghnews.ir/Images/News/AtachFile/24-2-1390/FILE634409777883593750.flv

http://www.mashreghnews.ir/Images/News/AtachFile/24-2-1390/FILE634409790647500000.flv

http://www.mashreghnews.ir/Images/News/AtachFile/24-2-1390/FILE634409791757031250.flv

 

ادامه نوشته

انجيل برنابا / تفاوت با انجیل های 4 گانه اما چرا ؟!


«انجيل برنابا» به يكي از شاگردان خاصّ عيسي مسيح(ع)‌ منسوب مي‌شود و دربارة آن بحث‌هاي بسياري صورت گرفته، كه نارضايتي خود مسيحيان را نيز در پي داشته است؛ زيرا اين انجيل با انجيل‌هاي چهارگانة ديگر فرق مي‌كند. در اين انجيل به ظهور اسلام و مهد آن اشاره شده و دعوي الوهيّت مسيح(ع) را ردّ مي‌كند. اين انجيل بر موضوع نجات مسيح(ع) از كشيده شدن به صلیب تأكيد مي‌كند؛‌ همان گونه كه پولس را محكوم و بشارت او را ردّ مي‌كند.

امّا مسيحياني كه در حقيقت ياران و پيروان پولس يهودي و نه عيسي مسيح(ع) به شمار مي‌آيند، آنچه را در انجيل برنابا آمده است، رد مي‌كنند و آن را كفر به شمار مي‌آورند.
در كشورهاي اسلامي، برخي از انديشمندان مسلمان از جمله دكتر عبدالله عثمان برخلاف تلاش برخی از صلیبی‌ها برای تحریف قرآن و چاپ و توزیع نسخة تحريف شدة آن، پيشنهاد چاپ انجيل برنابا و توزيع آن را ميان مسيحيان دادند.

ادامه نوشته

معرفی عرفان نو ظهور اکنکار


عرفان اکنکار یکی از عرفان‌های نوظهور و سکولار آمریکایی است که توسط «پال توئیچل» متوفای 1971 پدید آمد. وی علاوه بر برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای سفر روح در کالیفرنیا، در سال 1970 موفق به به تأسیس موسسه اکنکار شد. بعد از توئیچل، سری داروین کرایس در سال 1971 تا 1981 و سپس «سری هارولد کلمپ» استاد حق در قید حیات شدند. «کلمپ» در سال 1969 توسط «توئیچل» به مقام اک رسید.

 

هدف اکنکار، قادر ساختن انسان برای سفر روح و ترک کالبد فیزیکی است و در نهایت رسیدن به سرزمین بهشت حقیقی یا انامی لوک(جایی که سوگماد در آن به سر می‌برد) هدف است؛

البته انسان در این سفر از مسیر زمان می‌گذرد. عنصر تفکر و نور و صوت در اکنکار نقش موثری دارند.

 

«توئیچل» از ادیان و عرفان‌های مختلف برای این فرقه بهره برده است.

کتاب‌های اکنکار عبارتند از: دندان ببر، نسیم تحوّل، سرزمین‌های دور، اکنکار کلید جهان‌های اسرار و...

 

مهم‌ترین اشکال اکنکار این است که بدون وحی و طریقت الهی می‌خواهد مسیر زمان را طی کند در حالی که اگر هم با شهود، مسیری را دریابند، باز احتمال خطای شهود و خلط میان خیال متصل با منفصل وجود دارد.

منبع : منتظران

باپتیست یا تعمیدگرا نام فرقه‌ای مسیحي


باپتیست یا تعمیدگرا نام فرقه‌ای مسیحی است. به آن‌ها تعمیدیون نیز می‌گویند.

این فرقه از اصلی‌ترین مدافعان جدایی دین از سیاست است. این فرقه در نوع خود منحصر به فرد است چرا که در عین اجماع بر سر اجماع نظر نمایندگان، کلیساهای محلی خودمختار نیز هستند و در ضمن هیچ گونه سلسله مراتب مذهبی در این فرقه دیده نمی‌شود.

پیروان آن معتقدند بدون واسطه می‌توان با خداوند سخن گفت و مخالف استعمال تنباکو و الکل هستند.

نام این فرقه به غسل تعمید کودکان و نوزادان اشاره دارد که در مذهب پروتستان مخالفان زیادی داشت.

اين تصاوير مربوط به همین فرقه baptist هاست كه  در رودخانه jordan كه از نظر ايشان مكان مقدسي است انجام مي شود.

آئین باستانی و ایرانی مانی ( مانویت )

مانویت

مانویت در فاصله میان ظهور مسیحیت و اسلام پدید آمد و در مدت کوتاهى فراگیر شد و پیروانى پرشور و با اخلاق گرد آورد.

این ترکیبى است از اعتقادات صابیان ، بوداییان ، زردشتیان و مسیحیان . اصول عرفانى و انسانى این آیین به گسترش آن شتاب داد و آن را در شرق تا چین و در غرب تا مرکز اروپا پیش برد.

حاکمان ایران و روم و سرزمینهاى دیگر با مانویان از در خصومت در آمدند و دسته دسته آنها را کشتند و سرانجام ، محکمه تفتیش اروپا آخرین گروه مانویان را در سیزدهم میلادى نابود کرد.

سرگذشت مانی

مانى در یک خانواده ایرانى در شهر بابل به سال ۲۱۶ م . متولد شد. پدرش پاتک نامیده مى شد که از همدان به بابل رفته و آیین صابیان را پذیرفته بود.

مانى در سال ۲۲۸ م . ارعاى رسالت کرد و براى تبلیغ آیین خود به سرزمینهاى مختلف رفت .

وى به سال ۲۴۳ م . هنگام تاجگذارى شاپور اول نزد او آمد و وى را به دین خود دعوت کرد.

شاه از او استقبال کرد او نیز کتابى به پهلوى ساسانى نوشت و آن را شاپورگان نامید.

وى براى تبلیغ دین خود به آسیاى میانه نیز سفر کرد و پس از بیست سال در زمان بهرام اول به ایران بازگشت . این پادشاه با مانى دشمنى کرد و او را در سال ۲۷۴ م . کشت .

پیروان مانى پس از او مانویت را تبلیغ کردند و حتى آن را به قسمتهایى از اروپا و چین گسترش دادند.

بیشتر مانویان در آسیاى میانه بودند. این آیین بر اثر فشار زردشتیان و مسیحیان ضعیف شد و پس از چندى با گسترش اسلام تقریبا از میان رفت .

اقلیتهایى از مانویان در مناطقى مانند بوسنى هرزگوین تا قرنها باقى ماندند و سرانجام نابود شدند.

برخى از نهضتهاى ملى ایرانیان در قرون نخست اسلام از مانویت الهام مى گرفت همچنین برخى زندیقان قرون نخست اسلام گرایشهاى مانوى داشتند.

منابع مانوی

بسیارى از منابع مانوى قرنها پس از ظهور اسلام وجود داشته و مطالبى از آنها در کتب تاریخى قدیم نقل شده است .

این کتابها اندک اندک از میان رفت تا اینکه اخیرا مقدار زیادى از آثار مانوى در شهر تورفان در ترکستان چین از خاک بیرون آمد و بر اطلاعات ما در باب مانویت افزود.

یکى از نوآوریهاى مانى این بود که با در نظر گرفتن بیسوادى عموم مردم ، از نقاشى استفاده مى کرد و علاوه بر نوشتن مطالب دینى ، آنها را نقاشى مى کرد و مجموعه اى به نام ارژنگ پدید آورده بود که بقایاى آن اخیرا کشف شد.

برخى از کتابهاى دیگر او و پیروانش نیز مصور بودند.

شش کتاب زیر قطعا توسط مانى نوشته شده است :

۱٫ شاپورگان که به زبان پهلوى بوده و قطعاتى از آن در تورفان کشف شده است ؛

۲٫ انگلیون (انجیل ) این کتاب مصور بوده و احتمالا ارژنگ همان است ؛

۳٫ گنجیه زندگان شامل احکام ؛

۴٫ پراگماتیا (کتاب جامع )؛

۵٫ کتاب رازها؛

۶٫ کتبا دیوها؛

تعالیم و مبانی

مانى مى گفت : « حکمت و حقیقت الهى را پیامبران در زمانهاى مختلف و سرزمینهاى گوناگون نشر دادند. روزگارى بودا در هندوستان ، زمانى زردشت در ایران ، هنگامى عیسى در فلسطین و اکنون من ، مانى پیغمبر خدا هستم و براى نشر حقایق در سرزمین بابل ماءموریت دارم . »

بیشتر تعالیم مانى بر مسیحیت و زردشتى گرى استوار است و در این آیین جنگ نور و ظلمت نقش مهمى بر عهده دارد.

مانویان جامعه را به پنج طبقه دینى تقسیم مى کردند:

۱٫ فریستگان یا فریشتگان که دوازده تن بودند و جانشینان مانى شمرده مى شدند؛

۲٫ ایسپاساگان یا اسقفان که هفتاد و دوتن بودند؛

۳٫ مهیشتگان یا کشیشان که سیصد و شصت نفر بودند؛

۴٫ ویزیدگان یا گزیدگان که شمارشان بسیار بود و دین مانى را تبلیغ کردند؛

۵٫ نغوشاکان یا نیوشندگان که عامه پیروان مانى بودند و شمارشان از همه بیشتر بود.

مانویان ، تحت تاءثیر آیین زردشت ، سه اصل اخلاقى را رعایت مى کردند و آن ها را سه مهر مى نامیدند؛

۱٫ مهر دهان (پرهیز از گفتار زشت )؛

۲٫ مهر دست (پرهیز از کردار زشت )؛

۳٫ مهر دل (پرهیز از پندار زشت ).

پیروان مانى گیاهخوار بودند و طبقات اول تا چهارم حق ازدواج و مال اندوزى نداشتند. مانویان نماز و روزه داشتند و معبد خود را خانگاه مى نامیدند که همان خانقاه صوفیان دوران اسلام است .

آیین باستانی و ایرانی مزدک

بحرانهاى اجتماعى در پدید آمدن باورهاى دینى نقش مهمى دارند و دینهایى که در زمان و مکانى بحرانى تاءسیس مى شوند، گسترشى عمومى مى یابند.

آیین به شدت اجتماعى مزدک یکى از شواهد این مدعاست . فردوسى در شاهنامه هنگام سخن گفتن از پادشاهى قباد، شرح مفصلى از ظهور مزدک مى دهد.

وى مى گوید مزدک حکیمى بود که مردم را در زمان تنگى برانگیخت تا به انبار غله هجوم برند و از این راه شهرت وى بالا گرفت .

سرگذشت مزدک

مزدک پسر بامداد در زمان قباد (۴۸۸-۵۳۱ م .) از میان دانایان و دانشمندان از شهر مازیارا در کنار دجله که اکنون کوت العماره خوانده مى شود، برخاست .

تاریخ نگاران ، حتى آنان که با وى مخالف بوده اند، به خرد و منطق و صفات برجسته او اشاره کرده اند. مى گویند او مردى پرهیزکار بود و لباس ساده اى بر تن مى کرد.

مزدک هیچ گاه ادعاى پیامبرى نداشت و خود را پیرو شخصى به نام بوندوس مى دانست که در حدود سال ۳۰۰ م . اصلاحاتى در مانویت پدید آورده بود و در ایران و روم پیروانى داشت .

قیام مزدک

در شاهنامه فردوسى مى خوانیم که مزدک مردى خردمند و سخنور بود.

روزى دید مردم گرسنه و بینواى کشور در اطراف کاخ پادشاه آمده اند و از او نان مى خواهند. مزدک که در دربار منصبى داشت ، از پادشاه پرسید: « اگر کسى را مار گزیده و در حال مردن باشد، ولى دوست یا همسایه او نوشدارویى داشته باشد و از دادن آن مضایقه کند، با این شخص چه باید کرد؟ » قباد پاسخ داد: « سزاى او مرگ است . » مزدک پرسید: « اگر مردم نیازمند نان باشند و کسى که نان دارد، به ایشان ندهد، سزاى او چیست ؟ » قباد پاسخ داد: « سزاى او مرگ است . »

اندیشه هاى مزدک در کتابى به نام مزدک نامه گرد آمده بود که پس از ظهور اسلام ابن المقفع به عربى ترجمه شد و قرنها وجود داشت ، ولى اکنون یافت نمى شود.

مزدک از جهاتى با کنفوسیوس و افلاطون قابل مقایسه است ؛ زیرا مکتب وى کاملا سیاسى و اجتماعى است .

مزدک گونه اى اسبراک در اموال را تبلیغ مى کرد و براى برانداختن اختلاف طبقات مى کوشید.

ازدواج میان اشراف و غیراشراف را جایز مى دانست و آنچه معروف است که وى معتقد به اشتراک جنسى بود، صحت ندارد.